افق فکری


درباره :
صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
تماس با نویسنده
پروفایل
ایمیل مدیر وبلاگ


مطالب قبلی
افق فکری
پست آخر
غدیر خم
!
پاییز
حجاب
بارون!
روشن تاریک!
عید فطر مبارک!
غیرت!

نویسنده



دسته بندی موضوعی
پاییز(۱)

آرشیو
اسفند ٩۳
دی ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠


لینک دوستان
Books are like good friends. You can never have too many
چوپانی که فیلسوف شد!
به نام سروراین آشیانه
★★خنده بلاگ★★
لطفا گوسفند نباشید!
بیا تا زندگی را بدزدیم
دنیای عاشقونه من
آسمان شیشه ای
کهنه سوار عشق
آروم تر از سکوت
لب های خندون
زیست شناسی
پرستش عشق
زندگی نامه پریا
آسمان عشق
رویای خیس
آبنبات چوبی
آوای جهانی
پرونده عشق
آسمان نیلی
عشق و طنز
من و شما
افسانه آرام
فقط عکس
cielo-roso
کلبه من
دل من
افسون
نسیم
بغض
نادیا
دیانا
رها
شعر
من او
پر پرواز
قاصدک
سرگرمی
عصر یخی
پرواز صفر تا
سودای من
آغوش نگاه
شوق دیدار
اسیر عشق
fouzhi balla
خانوم کوچولو
بن بست باز
فقط برای لیلا
شکار ذهن ها
قاصدک آرزوها
خط نوشته ها
کلبه تنهایی من
پشت کنکوری ها
جالب و خواندنی
عشق آسمانی
مطلب طنز و جالب
Learning English
دل نوشته های ستاره
گفت و شنود من و تو
رد پای دل خسته من
هواداران کامران صحت
فقط چند دقيقه تا پرواز
هارمونے هاے ِ اَفکار ِ پَریشانم
ليست وبلاگ ها
قالب وبلاگ
اخبار ايران
فناوری اطلاعات
تفريحات اينترنتي
دوست یـابی

آمار و خروجی وبلاگ
  Feed  



لوگوی دوستان
وبلاگ فارسی

افق فکری

به نام خالق تفکر

(پست ثابت)

خواهش میکنم زیر هر پست نظرتون رو فقط در مورد همون پست بدین...نظرات عمومی برا (همین پست)

ممنون میشم نظراتتون رو بیان کنین....و خوشحال میشم اگه شامل ایراد هام باشه...

.

و اما در مورد افق فکری!

.

.

 

"میخواهم آب شوم

در گستره افق

آنجا که دریا به آخر میرسد

و

آسمان آغاز میشود

میخواهم با هر آنچه مرا در بر گرفته یکی شوم"

                                                                          احمد شاملو

.

.

افق فکری....

باید تا انتها رفت....

تا در هم آمیزیم....

با هر آنچه که هست!

با حقیقت!

تا جایی که به آسمان برسیم!

تا...

افق!

...

نویسنده : ساعت ٧:٥۸ ‎ق.ظ :: چهارشنبه ۱۳٩۳/۱٢/٢٠
    پيام هاي ديگران()   لینک


پست آخر

سلام

این پست، پست آخر وبلاگه

دیگه فرصتی برای آپ ندارم....برای نظرات...برای بودن!

گاهی باید کاری رو خلاف خواسته مون انجام بدیم...خب لازمه

تو پست قبلی گفته بودم با یه پست جدید میام و به همه خبر میدم

این اون پست جدیده...

مطمئن نبودم برای همیشه برم یا نه

الان دیگه تصمیمم رو گرفتم...

از همه ممنونم بابت همه الطافتون

برای همه تون بهترین ها رو آرزو میکنم

بدرود

شاد باشید!

 هدیه

...

نویسنده : ساعت ٦:٠٧ ‎ب.ظ :: جمعه ۱۳٩٠/۱٠/۳٠
    پيام هاي ديگران()   لینک


غدیر خم

سلام

عید همگی مبارک باد!

آنطور که باید وقت نذاشتم برای شناخت بزرگان دین....حتی خود دین!

عید...

میگم عید واقعی کِیه؟

امیدوارم جزو دسته ای نباشیم که با وجود اینکه علی علیه السلام مولا معرفی شدند بهش پشت کردند!

منظورم همراهی و ایمان واقعیه!

قدری صداقت لطفا!

از همه عذر میخوام که نمیتونم بیام و تبریک بگم...

فرصتش رو ندارم متاسفانه!

امیدوارم علی وار زیستن رو همگی در زندگیمون پیاده کنیم!

یا علی!

...

نویسنده : ساعت ٢:۳٤ ‎ق.ظ :: سه‌شنبه ۱۳٩٠/۸/٢٤
    پيام هاي ديگران()   لینک


!

"دلتنگی های آدمی را باد ترانه ای میخواند...رویاهایش را آسمان پر ستاره نادیده میگیرد....

سکوت سرشار از سخنان ناگفته است...از حرکات ناکرده...اعتراف به عشق های نهان... و شگفتی های بر زبان نیامده....در این سکوت حقیقت ما نهفته است....حقیقت تو و من!

برای تو و خویش چشمانی آرزو میکنم که چراغها و نشانه ها را در ظلماتمان ببیند...

گوشی که شناسه ها و صداها را در بیهوشی مان بشنود...

برای تو و خویش روحی که این همه را در خود گیرد و بپذیرد...

و زبانی که در صداقت خود مارا از خاموشی خویش بیرون کشد...

و بگذارد از آن چیزها که در بندمان کشیده است سخن بگوییم!

..

جویای راه خویش باش از این سان که منم...در تکاپوی انسان شدن

در میان راه دیدار میکنیم حقیقت را....آزادی را...خود را...

در میان راه می بالد و به بار مینشیند...دوستی که توانمان میدهد...تا برای دیگران مآمنی باشیم و یاوری....

این است راه ما

تو و من! "

                                                                     احمد شاملو

.

.

یه عنوان هم برای این پست انتخاب کنید لطفا!

...

نویسنده : ساعت ٧:٠٩ ‎ق.ظ :: پنجشنبه ۱۳٩٠/٧/٢۱
    پيام هاي ديگران()   لینک


پاییز

 

شب آمد و دل تنگم هوای خانه گرفت

دوباره گریه ی بی طاقتم بهانه گرفت

شکیب درد خموشانه ام دوباره شکست

دوباره خرمن خاکسترم زبانه گرفت 

دل گرفته ی من همچو ابر بارانی

گشایشی مگر از گریه ی شبانه گرفت

با این دل ماتم زده آواز چه سازم

بشکسته نی ام بی لب دم ساز چه سازم

خونابه شد آن دل که نهانگاه غمت بود

از پرده درافتد اگر این راز چه سازم

گیرم که نهان برکشم این آه جگرسوز

با اشک تو ای دیده ی غماز چه سازم

(؟)

 

پاییز...

پاییز شروع شد...

شاید فصل غم و اندوه...

شاید به تعبیر برخی....فصل عشاق...

شاید یه فصل معمولی...مثل بقیه فصل ها

شایدم....

شایدم فصلی پر از ناگفته ها.....

.

آغاز پاییز رو تبریک میگم بهتون....امیدوارم فصلی باشه مملو از احساساتی که بهش نیاز دارین.

.

.

سه ماه پیش رو داریم...سه ماه اوج احساس....سه ماه لذت تلخی....سه ماه شاهد فنای سبزیِ درختان...سه ماه با خاطره ها....

سه ماه با....تنهایی...

.

حس غریبی داره پاییز...

.

.

سرد سرد است اینجا.....

سرماش تا مغز استخوان میره....

حس دوست داشتنی ایه....نه؟

.

پاییز با خودش بارون داره....حیات داره...

اما......

بی صبرانه منتظر بارونم...

.

به قول شجریان:

ببار ای بارون ببار....با دلم گریه کن خون ببار...

.

.

.

انتظار ندارم همه درک کنن چی میگم....انتظار همه جور نظری رو دارم...راحت باشید،ناراحت نمیشم!

 

.

 

.

 

پاییزتان برگ ریزان تر از همیشه....غرق در احساس باد!

 

...

نویسنده : ساعت ٦:٤٠ ‎ق.ظ :: شنبه ۱۳٩٠/٧/٢
    پيام هاي ديگران()   لینک


حجاب

حجاب گفتنی چی میاد تو ذهنمون؟

چادر؟

.

خب دختر باید حجابش رو رعایت کنه....درست

پسر چی؟

.

من کاری به چادر و مانتو و اینا ندارم

من میگم در کنار حجاب بدن....

یه نوع حجاب هست که خیلی مهم تره...که به نظر من اگر اون باشه...دیگه حجاب بدنی لازم نیست!

حجاب فکری....

حالا همه چی هم فکری شد.....افق فکری....حجاب فکری...

ولی واقعا همینطوره نه؟
این فکره که همه چیز رو میسازه...

حجاب فکری برا همه لازمه....پسر...دختر...پیر....جوون

حجاب فکری چیه؟!

خب همین که نظر بدی به هم دیگه نداشته باشیم....از هر لحاظ....حتی سوء استفاده مالی....هرچیزی....

اگر واقعا حسادت رو...کینه رو....بخل...بد بینی....طمع...چشم چرانی و خیلی مسائل دیگه رو کنار بذاریم

حجاب فکری رو رعایت کردیم....

فکر نیازی به چادر یا مانتو یا پوشش دیگه نداره....

.

حالا در مورد حجاب بدنی....خیلی از پسرا فکر میکنن چون پسرن....این حق رو دارن که هرطور دوست دارن لباس بپوشن

ولی درست نیست

پسر هم موظفه رعایت کنه....یخه باز کردن...نمیدونم شلوار پاره کردن و کلی از این کارای بی معنی...خب شخصیت پسر رو زیر سوال میبره

پسر هم باید حجابش رو رعایت کنه...چون همون حسی که وقتی یه دختر حجابش رو کنار میذاره در پسر شعله ور میشه...در مورد دخترا هم صادقه خب

.

اما من میگم...اگه حجاب فکری باشه.....حتی اگر به هر دلیلی حجاب بدنی کامل رعایت نشه....بازم مشکل ساز نیست

چون چشم وسیله است....مغزه که میبینه....حالا ما به جا چشم...مغز رو کنترل میکنیم

.

.

حالا میگین شعاره....بلی شعاره

تا شما عمل نکنین...شعاره....

شمایین که با عمل شعار  رو حقیقت میکنین

 

...

نویسنده : ساعت ۸:۱٩ ‎ب.ظ :: دوشنبه ۱۳٩٠/٦/٢۸
    پيام هاي ديگران()   لینک


بارون!

رعد و برق میزنه...

باد برگ های درخت ها رو به هم میزنه..

چه صدای زیبایی...قطرات بارون دارن تو آسمون پرواز میکنن...

سوار باد شدند و دارند چرخ میزنن...

صدای شرشر بارون......

بارون داره میزنه به شیشه...

چقدر دلم میخواد الان زیر بارون بودم....

چرا این همه بارون میاد ولی بازم زمین پر از بدی هاست؟

چرا آسمون باید گریه کنه؟

چرا گل از گریه ی آسمون شاد میشه؟

.

بارون خیلی مرموزه

تو شب یه حسی داره.....همراه آفتاب یه حسی داره.....روز روشن یه حسی داره...

حس عجیبیه....

این بارون....

فداکاریه؟!.....خودش رو فدای حیات زمین میکنه؟!

خودخواهیه؟!....شاید میخواد فقط خودش تو رگ گیاهان جاری باشه...

غمگینه؟!...شاده؟!

نمیدونم چیه....اما هرچی که هست.....زیباست...

و من حقیقتش رو درک نکردم!

...

نویسنده : ساعت ۸:۱٥ ‎ق.ظ :: دوشنبه ۱۳٩٠/٦/٢۱
    پيام هاي ديگران()   لینک


روشن تاریک!

داشتم شهر رو نگاه میکردم...همه جای شهر روشنه...اما شهر من خیلی تاریکه...برای دیدن نور لازمه...اینجا نوری نیست...

مردم شهر من نمی بینند!

این همه روشنایی برای چیه؟!

که چی رو ببینیم؟

چیزایی رو که باید ببینیم نیازی به نور لامپ ندارن...

اما ما...

ما خودمون رو محدود کردیم به نور چراغ....

به سختی میشه افق رو دید!

کجاست اون نور؟!

چرا افق پیدا نیست؟!

دود مانع از دیدن افق میشه...

چشم ما رو دود گرفته....

.

شهری رو تصور کنین که برق نداره.....لامپی نداره.....چراغی در کار نیست....

اما روشنه!

خیلی روشن تر از شهر من! 

.

دیگه نمی بینم!

نمیخوام که ببینم.....

میترسم..... 

دیدن تاوان داره....

درد داره....

اگه ببینم دیگه نمیتونم چشمهام رو ببندم!

نمیتونم ساده بگذرم......

نمیتونم بی تفاوت باشم!

آری....

من نابینام!

چشمی دارم که فقط خودم رو میبینه.....هوس رو میبینه....مادیات رو میبینه....

اما هنوز نابینام!

.

راستی؟!

دیدن یعنی چی؟

.

دود می خیزد ز خلوتگاه من
کس خبر کی یابد از ویرانه ام

بر تن دیوارها طرح شکست
کس دگر رنگی در این سامان ندید


تیرگی پا می کشد از بام ها
صبح می خندد به راه شهر من

دود می خیزد هنوز از خلوتم
با درون سوخته دارم سخن.

(سهراب سپهری)

.

شهر من روشنه.....اما خیلی تاریکه!

روشن تاریک! 

...

نویسنده : ساعت ٦:٤٤ ‎ق.ظ :: جمعه ۱۳٩٠/٦/۱۱
    پيام هاي ديگران()   لینک


عید فطر مبارک!

سلام

ماه رمضان تموم شد....

بغلعـــــــیدتون مبــــــــــــارک بغل

نماز و روزه هاتون قبول باشه....از خدا میخوام دعاهاتون اجابت شه....همیشه شاد و خندان باشید.....در کنار همه کسانی که دوستشون دارید

.

حالا عید یعنی چی؟!...فقط باید اتفاق خاصی بیوفته تا عید شه؟

من میگم ما میتونیم هر روزمون رو عید کنیم......و حتی عیدمون رو به یه روز عادی یا حتی تلخ تبدیل کنیم....

.

درسته ماه رمضان تموم شده....درسته دیگه روزه نمیگیریم...

اما حواسمون باشه.....هنوز هم ما روزه ایم....روزه ای که هم غذا میخوره و هم آب....

هنوز باید مواظب دست و زبان و چشم و تفکر و همه اعضای بدنمون باشیم....

حواسمون باشه .....رمضان...بهانه است.....مثل اینه که یه چیزی رو سی روز تمرین کنیم تا اون رو یه مدت طولانی به کار بگیریم.....

نکنه یادمون بره تو زندگی به کار بگیریمش!!!.....هر روز باید مواظب اعمالمون باشیم...

برای خودسازی هنوز هم وقت هست....لزومی هم نداره ماه رمضانی باشه.....هر روز...روز خداست.....لطف خدا اینقدر زیاد هست که تو یک ماه تموم نشه....

به امید..... 

...

نویسنده : ساعت ۸:۱٧ ‎ق.ظ :: چهارشنبه ۱۳٩٠/٦/٩
    پيام هاي ديگران()   لینک


غیرت!

غیرت....خیلی از ما این کلمه رو به کار میبریم.....

اما هرکی تعریف خاص خودشو داره....

همه میگن غیرت یعنی :

اگه خانوادت با یه مرد غریبه حرف زد دعواش کنی....اگه لباس ناجور پوشید نذاری بره بیرون.....و از این چیزها...

.

من که میگم اینا هیچکدومشون غیرت نیستن....

.

به نظر من غیرت یعنی اینکه:

اینکه خودت هزار جور سختی تحمل کنی ولی نذاری خانوادت لحظه ای رنج داشته باشن...

اینکه خودت عمده مسئولیت ها رو به دوش بکشی که اونا راحت باشن...

اینکه براشون زندگی خوب فراهم کنی که مجبور نباشن برا یه لقمه نون به کس دیگه رو بندازن....

اینکه اینقدر باهاشون صمیمی باشی و درکشون کنی که یه خلاً حس نکنن که بخوان برن با کس دیگه درد دل کنن و یه رابطه غلط شکل بگیره...

اینکه همیشه باهاشون باشی..در هر شرایطی....

اینکه نزدیک ترین کس باشی بهشون....

اینکه اگر دیدی با پسری مثلاً دوسته یا رابطه ای داره که به ضررشه .. خیلی منطقی باهاش حرف بزنی و متقاعدش کنی که خودش خاتمه بده....نه داد و بیداد و کتک کاری....

اینکه سنگ صبورش باشی....

.

.

.

اینا چیزیه که من بهش میگم غیرت....

گفتم که فقط یه نظره....

.

به نظر شما غیرت یعنی چی؟

...

نویسنده : ساعت ٦:۳۸ ‎ق.ظ :: شنبه ۱۳٩٠/٦/٥
    پيام هاي ديگران()   لینک


عشق به خدا

اگه یه دختری عاشق یه پسر بشه....ولی پسره بی توجه ترکش کنه و بره.....دختره هر روز انتظارش رو بکشه.....هر روز متنظر یه نیم نگاه پسر باشه......

یا برعکس.....فرقی نداره...

همه ما نسبت به اون پسر حس نفرت پیدا میکنیم......میگیم چه بی احساس و سنگ دله...با خودخواهی تمام رهاش کرد.....اصلا براش مهم نیست که اون طفلی داره انتظار میکشه....صادقانه دوستش داره....اما اون بی توجه ازش میگذره...میره با یکی دیگه....

.

خود ما چی؟

من میگم ما از اون بدتریم......خیلی خیلی بد تر.....

.

خدا ما رو دوست داره.....خیلی هم دوستمون داره...منتظرمونه....منتظره بریم پیشش....

اما ما خدا رو ترک کردیم....خیلی راحت ازش گذشتیم....برامون مهم نیست که اون دوستمون داره....مهم نیست که منتظره.......مهم نیست که اون هرچی بخوایم بهمون میده....

ما هم رفتیم سراغ یکی دیگه.....یکی غیر از خدا......

دیدی؟

ما خیلی بدتریم.....

.

درسته قابل مقایسه نیستن....ولی خواستم یه مثال به روز و ملموس بگم.....

خدا ما رو خلق کرده....خیلی چیزا هم بهمون داده...خیلی هم باهامون مدارا کرده.....

اما ما......

.

خدا منتظره....

...

نویسنده : ساعت ٩:٥۳ ‎ب.ظ :: سه‌شنبه ۱۳٩٠/٦/۱
    پيام هاي ديگران()   لینک


علی(علیه السلام)

سپاس و ستایش خداوند را که رحمتش جای نومیدی ندارد، و نعمتش همگان را فرا گرفته، و با آمرزشش یأس راه ندارد، و از پرستشش تکبر نباید ورزید. خدایی که رحمتش همیشگی و نعمتش مستدام است.  (نهج البلاغه،خ45)

امروز سالروز شهادت امیرالمؤمنین حضرت علی (علیه السلام) اِ....ایشون شخصیتی نیست که بشه تو چند خط وصف کرد...میخوام در موردش بنویسم....نه اینکه تاریخ ولادت و وفات و ... نه، میخوام از حرفهاش بنویسم....حرفهایی که گفت ولی خیلی از ما فراموش کردیم....سیاه پوشیدن برای علی دلیل بر شناخت یا عشق به علی نیست....زمانی عشق به علی داریم که به حرفهاش عمل کنیم....

.

(پندهای جاویدان):

سفارش میکنم شما را به تقوای الهی، و به اینکه در طلب دنیا مباشید، هرچند دنیا شما را طلب کند،و بر آنچه از دنیا بدست نیاورده اید اندوه مخورید. سخن حق بگویید، و برای ثواب کار کنید.ستمگر را دشمن و ستمدیده را یاور باشید.

شما و همه فرزندان و خاندانم را و هرآنکه نوشته ام به او میرسد به تقوای الهی،نظم در کارها و اصلاح میان مسلمانان وصیت میکنم، زیرا از جد شما (صل الله علیه و آله) شنیدم که می فرمود : (اصلاح میان مسلمانان از بیشترِ نماز و روزه ها بهتر است)

خدارا،خدارا در نظر بگیرید در حق یتیمان، مبادا آنان را گاهی سیر و گاهی گرسنه بگذارید، مبادا با حضور شما تباه شوند.

خدارا،خدارا در نظر بگیرید در حق همسایگانتان، که سفارش شده پیامبرتان هستند. پیوسته درباره آنان سفارش میکرد به اندازه ای که پنداشتیم برایشان میراث معین خواهد شد.

خدارا،خدارا در نظر آورید در حق قرآن، مبادا دیگران در عمل به قرآن از شما پیشی گیرند.

خدارا، خدارا در نظر بگیرید درباره نماز، که نماز ستون دین شماست. خدارا خدارا در نظر بگیرید درباره خانه پروردگارتان،آنجا را خالی مگذارید که اگر خانه خدا ترک شود از عذاب خدا مهلت نیابید. خدارا خدارا در نظر بگیرید درباره جهاددر راه خدا با اموال و جان و زبانتان. بر شما باد پیوند و بخشش به یکدیگر، و بپرهیزید از پشت کردن و بریدن از یکدیگر.امر به معروف و نهی از منکر را رها مکنید، که بدکارانِ شما بر شما حکومت یابند، و آنگاه هرچه دعا کنید به اجابت نرسد. (نهج البلاغه، ن47)

.

ای مردم! هرکه در راه روشن گام بردارد به آب برسد، و هرکه از آن تخلف نماید د بیابان سرگردان شود.(نهج البلاغه، خ 201)

.

همانا عالمی که برخلاف علمش عمل میکند چونان نادان سرگشته ای است که از جهلش رها نشده و بیدار نگشته، بلکه حجت خدا بر او بزرگتر ، اندوهش ماندگارتر، و نزد خداوند به نکوهش سزاوارتر است.

.

همش 2 دقیقه وقت میبره خوندش.....کامل بخونین....لطفاَ

...

نویسنده : ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ :: دوشنبه ۱۳٩٠/٥/۳۱
    پيام هاي ديگران()   لینک


رمضان

الان نیمی از ماه رمضان گذشته....

تصمیم داشتم آخر ماه یه پست بذارم...که هرکدوم چقدر از این ماه استفاده کردیم...

اما دیدم اون موقع همه برای سال بعد تصمیم میگیریم...و سال بعد همه چی فراموش شده...

تو این مدت چقدر از این ماه استفاده کردیم؟...اصلا این ماه برامون با بقیه ماه ها فرقی داشت؟....چقدر تغییر کردیم؟....چقدر برای کنار گذاشتن عادت های بدمون تلاش کردیم؟...

هنوز وقت هست...دیر نشده...

هرچند .. خدا همیشه بخشنده است...

امیدوارم که همه بهره کافی ببریم...

ممنون میشم دعا کردنی...منم دعا کنین....

یادمه یکی گفت : دعایی مستجاب میشه که از ته دل باشه....هیشکی مثل خودت برات از ته دل دعا نمیکنه.

خواستم وبلاگم ظاهرش هم مثل ماه رمضان شه....این قالب رو انتخاب کردم (کلید)...

دیدگاه من اینه...

منتظر نظراتتون هستم

...

نویسنده : ساعت ٢:٤۳ ‎ب.ظ :: پنجشنبه ۱۳٩٠/٥/٢٧
    پيام هاي ديگران()   لینک